حسین خسروجردی (نویسنده)

 
 

حسین خسروجردی نویسنده و داستان نویس معاصر در هشتم فروردین ماه سال 1333 در شهر سبزوار به دنیا آمد. محله زادگاه وی که اکنون به خیابان رضوی معروف است به سه کوچه حمام حکیم، نقابشک و سرسنگ محدود می شود. وی خواندن و نوشتن را در کودکی از شخصی بنام محمدحسین اصفهانی فراگرفت و سپس برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان ابن یمین گردید.

علاقه او به کتاب پای او را به کتابفروشی در پایین تر از میدان اسرار که اتفاقا کتاب هم اجاره می داد، بازکرد. کتابهای مختلفی که او از این کتابفروشی کرایه می کرد و می خواند کم کم او را با دنیای قصه و داستان آشنا کرد. او همچنین کتابهای بسیاری را از کتابخانه قدیمی مدرسه فخریه و کتابخانه بزرگ شهرداری می گرفت و مطالعه می کرد.

در این میان او با دنیای سینما نیز آشنا شده و این پدیده نوظهور دنیای قصه و داستان ذهنش را روحی تازه داد. ورزشهایی چون بدنسازی، وزنه برداری، شنا و ورزش باستانی هم محلی برای ارضای نیروی جوانی وی بود.

دوچرخه سواری در طبیعت خارج از شهر نیز او را به عوالم و عواطف نوشتن نزدیک و نزدیکتر می کرد. او در تعطیلات سه ماهه تابستان کار می کرد اما گاه و بیگاه شوق بازیگری باعث سفر او به تهران و گشت و گذار وی در تئاتر و سینماهای لاله زار می شد. تا اینکه علاقه بسیار زیاد وی به بازیگری باعث آشنایی او با محمود امیری شد. در این دوره دکترشریعتی با آثار خود به خصوص کتاب ((کویر)) حسین خسروجردی را شیدای نثر و بینش و احساس عمیق انسانی خود ساخته بود.

دوران سربازی حسین خسروجردی با مبارزات قبل از انقلاب همزمان شده بود. در این دوران آزادی مطبوعات، احزاب و سازمانهای فعال سیاسی فضایی باز را برای گفتگوهای ایدئولوژیکی و مباحث داغ انقلابی ایجاد کرده بود.

حسین خسروجردی در دهه 60 وارد دانشگاه شد و در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغ التحصیل گردید. علایق و تمایلات وی برای نوشتن که از گذشته در وجود او بود، رفته رفته به نوشتن داستانهای کوتاه منجر شد. نوشتن این داستانهای کوتاه در واقع تمرین و کسب تجربه ای بود که باید به کمک مطالعات بیشتر و دیده ها و شنیده ها به سوی نوشتن داستانهای بلند هدایت می شد.

سال 1364 نقطه عطفی در کار حسین خسروجردی بود چرا که او در این سال توانست با نویسنده و داستان نویس بزرگ زمانه خود یعنی ((محمود دولت آبادی)) ملاقات کند. به علاوه او در یک دوره کلاس فشرده داستان نویسی ((دولت آبادی)) شرکت کرد و دانسته های خود را در شکل و محتوا غنی تر و منسجم تر ساخت.

داستان بلند ((ماه گل)) با همراهی و راهنمایی ((محمود دولت آبادی)) در سال 1370 به سرانجام رسید. این داستان تنگنا و بی پناهی مردمی را می نمایاند که با سیاهی های زندگی دست و پنجه نرم می کردند و همسوی آن به ارتش کرمان نیم نگاهی انداخته می شود. که همچون قهرمان داستان قوام و انسجامی ندارد و رنجور و آواره سرنوشت دردبار خود است.

پس از ((ماه گل)) داستان بلند ((جهانبانان)) را نوشت که نثر و زبانی فاخر و حماسی دارد. توجه به قابلیت ها و اثربخشی جنبش سربداران و عشق مردم به این قیام باعث شد که رمان بعدی حسین خسروجردی برای اساس قیام سربداران نوشته شود. رمان ((تگرگ تاتار)) یا ((سربداران)) پس از تحقیقات زیاد و خواندن متون مختلف و با صرف وقت بسیار آماده شده و به چاپ رسید. داستان ((به نسیم عطر تو می آیم)) هم همزمان با رمان ((تگرگ تاتار)) به چاپ رسیده و به بازار آمد. آخرین رمان حسین خسروجردی که نامی هنوز برایش انتخاب نشده، رمانی است که زمینه و محتوای آن به دوران انقلاب مشروطه برمی گردد.

حسین خسروجردی از 11 سال پیش ساکن شهر مشهد است.